اینم یه شعر از وبلاگهای قدیمی (دفتر عقاید مامانم )

دلم می خواد اینجا باشی ، تا تو چشات نیگا کنم
کبوترای عشقمو ، از تو چشات هوا کنم
دلم می خواد اینجا باشی ، خزون من بهار بشه
ستاره ها نور بپاشن ، من بشینم نیگا کنم
دلم می خواد پر بزنم به پشت بام خونتون
برم رو طاق خونتون سرورمو صدا کنم
دلم می خواد پر بگیرم ، بیام کنارت بمونم
با گریه هات زار بزنم ، با خنده هات صفا کنم
گفته بودم هر جا بری منم میام دنبال تو
چیکار کنم نشد که من به عهد خود وفا کنم
اینجا کسی درد منو از چشام نمی خونه
به کی بگم ، کجا برم سفره دل رو وا کنم
ستاره های اسمون از تو برام قصه میگن
شاید منم یه روز تو رو ، تو اسمون پیدا کنم
بی تو دلم تو تاریکی تا اخرای شب میره
دلم می خواد که روز بیاد ، شب رو ازش جدا کنیم
بی تو زمونه سردشه نمی دونم چه دردشه
دلم می خواد یه روز بشه زمونه رو دوا کنم
